شهيد صياد شيرازي يک نظامي مکتبي - بزمانه


:جستجو

صفحه‌ی اصلی

درباره من
شهيد صياد شيرازي يک نظامي مکتبي - بزمانه
حميد بزم شاهي[79]
يکي مثل شما

تماس با من

موضوعات وبلاگ
وعده تمدن جديد

بعضی از نوشته‌های بزمانه در بلاگفا

| وجدان جامعه که در حال خاموشی است | نقلی از احمد کاظمی | (درباره اهانت پاپ به اسلام) پاپ [...] تویی یا من؟! | وقت کمان گیری برای تعیین مرز جدید ایران اسلامی فرارسیده است | من و احمدی‌نژاد | حزب الله می آید - حزب شیطان می رود | جنگ انسان با شیطان | | نماز ما و نماز پیامبر ما! | (درباره ی جنگ حزب الله با اسراییل)بکوشید تا جامه ذلت نپوشید | نماز ما و نماز پیامبر ما! | صنعت یا فرهنگ توریسم؟ | تیم ملی فوتبال و بقیه نهادهای ملی | خطبه شقشقیه و مسئله ای به نام تکبیر | تیم ملی فوتبال و بقیه نهادهای ملی | فصل تابستان و فرهنگ فراموش شده ی کار | یک غریبه‌ی آشنا!(درباره حسن روحانی) | آیا فوتبال کشور ما مریض نیست؟ | خطر منتظری سازی جدی است | ما طلوع فجر اسلام را می بینیم | کوکاکولا یعنی چه؟ | عوامل ‌تخریب فرهنگی اثر خود را گذاشت | جنگ رسانه‌ای جدید غرب ! | ملکولهای آب و تأثیرات متقابل با محیط! | قدرت اندیشه :: مردم در امریکا چگونه زندگی می کنند؟! | اگر ایران آمریکا را به انزوا بکشاند، چه خواهد شد؟ | سفر مشهد مقدس و چیزی شبیه سفرنامه | فناوری sms، طنزهای جدید و ملاحظات فرهنگی و اجتماعی آن | حکومت اسلامی، فرهنگ عمومی و حجاب | جنگ در فرهنگ رسول خد | حکایتی از شیخ محمدتقی آقا نجفی اصفهانی و ناصرالدین شاه | سلاله ی سلسله سادات شهید سید مرتضی آوینی | مذاکره با امریکا (؟!) | اژدر جدید ایران تیری دیگر به سمت غرب | سفرنامه خوزستان (راهیان نور) | کربلا منتظر ماست بیا تا برویم (درباره راهیان نور) | چرا امروز هم باید اینگونه باشد؟ نقدی بر یک گزارش تصویری BBC | شورای امنیت یا لولوخورخوره! | خانه تکانی و ارزش اجتماعی؟! | باخود میگویم برای کشورم چه انجام داده ام؟ | سرویس میل یاهو و پیام های فرهنگی آن | چرا به خدا اعتماد نداریم؟ | صدای جنگ صلیبی به گوش می رسد (انفجار حرم عسگریین (ع) | چرا رو به گذشته و پشت به آینده سفر میکنیم؟ | خاطراتی از او (احمد کاظمی) که رفت تا راه گم نشود | امام حسین(ع) و حقیقتی فراموش شده | ما در کجا ایستاده ایم؟ | رویارویی جدید غرب با ایران | تراجمی از زندگی و تحولات فکری جلال آل احمد | مخوف ترین نقطه قوت احمدی نژاد!؟ | سقوط هواپیمای C-130 و سایت استیضاح | آغاز دور جدید مذاکرات هسته ای ایران و اروپا 30/9/1384 |

آرشيو وبلاگ
آرشيو بزمانه [71]


لینکهای روزانه
من اوسکلم. کي اوسکله؟ [135]
تخمين وزن جگر به روش رضا اميرخاني! [102]
اين فيلم را بعد از نيمه شب ببينيد [141]
انتخابات سه ضلعي يا دوضلعي؟! (بيداري) [139]
توپخانه جوک همچنان مي بارد [88]
شارلاتان (روايتي از بيداري) [132]
حضرت علي براي يک ملک قولنامه نوشت! [90]
راه نجات ديپلمات ايراني [117]
عبدالله شهبازي به روز شد [97]
شيطان بزرگ کيست؟ دايم چيست؟ [149]
کجا نگاه می کنی؟ [119]
امريکايي! به راه خود ادامه بده (پاسداران) [89]
جواد مزارعي سايت زد [74]
درخشش و ديگر هيچ (شهبازي) [79]
BBC.IR را ببینید! [164]
[آرشيو(15)]


لینک دوستان
عطاري عطار
چفيه
هادي
بازي بزرگان
نسل خميني
بيداري
دانش ناپذير
شهود
کلاشينکف ديجيتال
نرد
يادنام (حسن روزي طلب)
دانشجوي بسيجي غرب زده
کوچه باغ هاي بيابان
خاکريزيسم
چماق قلم
خاکريز
شهيد يک نمره بيست
حزب اللهي ها (سه نفره)
عملکرد دولت نهم
کفش هاي خستگي
معرفت
پاسداران


از پست های جدید با خبر شوید

نام:

ايميل:

 

لوگوی وبلاگ
شهيد صياد شيرازي يک نظامي مکتبي - بزمانه


لوگوي دوستان











مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
آمار
بازدید کل :8847
بازدید امروز : 10

 RSS 



امير سرتيپ ناصر آراسته همرزم و دوست صميمي شهيد صياد شيرازيديشب در حسينيه­اي بنام آيت الله بهاءالديني بودم که بچه­هاي آنجا براي شهيد صياد شيرازي يادبودي گرفته بودند. در اين مراسم «امير آراسته» از همرزمان و دوستان صميمي شهيد صياد شيرازي سخنراني کرده و از اين شهيد عزيز خاطره مي­گفت.


در ميان سخنان ايشان چند نکته توجهم را جلب کرد.


اول دربار? مقام معنوي سپهبد شهيد صياد شيرازي خاطراتي را نقل کرد. شايد شما هم شنيده باشيد که اين شهيد والامقام و جمع ديگري از فرماندهان دفاع مقدس با مرحوم آيت الله العظمي بهاءالديني روابط معنوي زيادي داشته­بودند.


مرحوم بهاءالديني که يکي از عرفاي بنام عصر حاضر است چند سال پيش رحلت کردند و کتاب­هايي دربار? مقامات عرفاني و معنوي ايشان از جمله پيش­گويي­ها و تسلطشان به زمان و مکان منتشر شده است.


تيمسار آراسته مي­گفت که بيشتر اوقات که با شهيد صياد در زمان جنگ از تهران به جنوب و بالعکس سفر مي­کرديم در شهر مقدس قم غالباً خدمت اين بزرگوار مي­رسيديم و از نصايح ايشان بهره­مند مي­شديم.


مي­گفت چند بار اتفاقي افتاد که سه بار آن را به خوبي به ياد دارم. از جمله شبي که از جنوب به تهران مي­رفتيم در نيمه­هاي شب به قم رسيديم. صياد گفت عجيب دلم براي «آقا» (مرحوم بهاءالديني) تنگ شده است. من گفتم که الان نيمه­شب است و ما که قبلا هماهنگ نکرده بوديم و نمي­توانيم مزاحم ايشان بشويم. اما صياد گفت ما به در منزل ايشان مي­رويم شايد امکان زيارت ايشان بود اگر توفيق شد که فبهاالمراد و اگر نشد ما به ثواب زيارت عالم رسيده­ايم. ما رفتيم به در منزل ايشان ديديم چراغ روشن است. آهسته به سمت در رفتيم و دو به شک بوديم که در بزنيم يا نه که ديديم ناگهان در باز شد و آقازاده مرحوم بهاءالديني که الان هم حيّ و حاضر هستند، پشت در هستند. گفتند که ما منتظر شما بوديم! گفتم چطور؟ گفت آقا مرا که خواب بودم صدا کردند و گفتند پاشو سماور را روشن کن، رختخواب مرا هم جمع کن که مهمان داريم! گفتم اين وقت شب؟! گفت بله صياد دارد مي­آيد اينجا. و الان نيم ساعت است که ايشان منتظر شما هستند. وقتي ما به همراه صياد وارد شديم ديديم آقا دم در اتاق منتظر ما ايستاده­اند و اين طور فرمودند که چرا اينقدر دير مومن، نيم ساعت است که منتظرت هستم!


آقاي آراسته مي­گفت اين اتفاق مکرر واقع شد و اين نشان از مقامات معنوي صياد دارد. خاطرات ديگري هم از روابط صميمي و نزديک صياد با مرحوم بهاءالديني نقل کردند که از ذکر آن صرف نظر مي­کنم.


پيش خودم مي­گفتم چقدر خوب بود که انسان­ها همين طور که بزرگ مي­شوند همچنان خود را نيازمند راهنمايي علماي رباني مي­دانستند و تصور نمي­کردند که ديگر فارغ­التحصيل شده­اند!


شنيده­ام که الان هم بعضي از فرماندهان ارتش پاي درس بزرگاني در تهران به طور مرتب حاضر مي­شوند و خوشا به حالشان.


و اما نکته ديگري که در صحبت­هاي امير آراسته بود دربار? خلاقيت و شکوفايي ذهني فردي بود که براي جمع حاضر مثالي زدند. گفتند يکي از ساده­ترين روش­ها براي فعال کردن ذهن و ادار کردن ذهن به خلاقيت و شکوفايي اين روش است که به هر چيز که نظر مي­کنيد کمي دربار? آن تامل کرده و اين گونه از خود بپرسيد: اين چيست؟ چه کاربرد يا کاربردهايي دارد؟  آيا بجز اين کاربردها، آيا مي­تواند کاربرد ديگري هم داشته باشد؟ معمولا پاسخ سوال اول ساده است. سوال دوم نياز به کمي تأمل دارد ولي پاسخ سوال سوم کمي پيچيده است و البته عاملي براي رشد ذهني و شکوفايي و خلاقيت فردي مي­شود تا بتواند از هر چيز حتي زمان به نحو پيچيده­تر و بهتري استفاده کند.


اين نکته براي من خيلي جالب و آموزنده بود و گفتم آن را به مخاطبان عزيز اين وبلاگ نيز هديه کنم.


دربار? صياد فکر مي­کردم که چگونه توانست مکتب اسلام را در ابعاد نظامي در وجود خود متبلور کند. او يک نظامي به تمام معني متخصص و در عين حال يک مومن انقلابي و متدين به احکام بود. البته بعد پيچيده­تري هم اينجا وجود دارد و آن به خدمت درآوردن تخصص نظامي تحت تفکر مکتبي توسط اوست. کتاب­هايي که از او بجا مانده است مملو از خاطرات او از صحنه­هاي خدمت او در ارتش قبل از انقلاب و جنگ در دوران دفاع مقدس و ترکيب اين صحنه­ها با نگاه و رفتاري مکتبي است. گروهي تحت عنوان «معارف جنگ» راه­اندازي کرده بود و خود شخصا دانشجويان افسري ارتش را به مناطق جنگي مي­برد و درس­هاي مکتبي دفاع مقدس را علاوه بر آموزش­هاي کلاسيک نظامي به آنان مي­آموخت.


او آموزه­هاي نظامي بشري را با نگاه اسلام مي­نگريست و بصيرت ديني خود را بر شمشيرش سوار کرده بود و هم اين گونه بود که شمشيرش از هر شمشيري بُرنده­تر بود. او با آموزه­هاي اسلامي و ترکيب آن با آموزش­هاي نظامي توانست وقتي که سروان بود فرمانده نيروي زميني ارتش شود و با اقتدار اين نيرو را تا پايان جنگ رهبري و هدايت کند.


و البته بالاخره او مزد مجاهدت مکتبي خود را گرفت. در دوراني که همه سرشان به جامع? مدني و بازي­هاي سياسي دوران گفتمان اصلاحات بند بود، در يک سحرگاه گلوله­هاي منافقي که اين بار به لباس يک کارگر شهرداري درآمده بود، به جانش نشست و ثمر? ساليان دراز انتظار را دريافت کرد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.




توسط : حميد بزم شاهي » ساعت 5:58 عصر روز سه‏شنبه 20 فروردين 1387