کتاب خاطرات عزت شاهي در يکي از ديد و بازديدهاي عيد امسال به دستم رسيد. چسبيد به دستم و تا کاملا نخواندمش نتوانستم ولش کنم.
کتاب شگرفي است اين کتاب و هر کس نخواند از دستش داده است. محوريت اين کتاب بر سرگذشت زندگي عزت شاهي و تمرکز آن روي فضاي مبارز? قهرآميز (مسلحانه) با رژيم پهلوي است زيرا عزت تقريبا در محل تقاطع هم? گروههاي مبارز مسلح بوده است. در ميان گروههاي مسلح بيش از همه تمرکز روي مجاهدين خلق (منافقين) است و علاوه بر حضور اين سازمان و تطورات و تحولات سازماني آن در همه جاي کتاب آخرين فصل هم به طور مجزا به اين سازمان اختصاص يافته است.
اما اين کتاب بيش از آنکه يک کتاب تاريخي باشد، ميتواند يک کتاب مملو از تجربيات، درسها و عبرتها باشد براي هر کس که در زندگي مبارزه ميکند.
مبارزه و دستگيري و بازجوييهاي و شکنجههاي عزت شاهي و مقاومتها و درگيريهاي او در دوران بازداشت و زندان براي من بسيار عبرت آموز بود. جاهايي که انسان فقط
کتاب اصلي خاطرات عزت شاهي از انتشارات سوره مهر است.
با تکيه بر ايمان خالص به خدا ميتواند دوام بياورد. او هم? مقاومتها و پيروزيهايش را ناشي از توکل و تکيه به خداوند و ايمان به او ميداند؛ همان مقاومتي که شکنجهگران مخوف ساواک را به زانو درآورده و برخي از آنان قبل از مرگشان از او طلب حلاليت کرده بودند.
تهراني جلاد ساواک اذعان کرد که عزت شاهي 6ماه شکنجه شد ولي هيچ اطلاعاتي نداد. مقاومت او به خاطر حفظ جان همرزمان و جريان مبارزه با طاغوت بود.
ايمان او به مکتب ناب اسلامي و تشيع از او کوهي استوار از اراده و مقاومت ساخته بود. تکاندهندهترين قسمت در اين کتاب جايي است که از دستگيري وحيد افراخته رابط عزت شاهي با سازمان گفته ميشود. عزت شاهي به مامور بازجويي ميگويد مگر وحيد کسي است که شما بتوانيد او را زنده دستگيرش کنيد؟ اما مشخص ميشود وحيد افراخته پس از آنکه چپ ميکند (تغيير مواضع ايدئولوژيک از مبارز? مکتبي به مبارز? کمونيستي) با گذشته فرق کرده و پس از دستگيري با ساواک دست دوستي ميدهد و هم? همرزمانش از بالادست و پاييندست را لو ميدهد. با خيانت او تعدادي اعدام ميشوند و البته خود او هم پس از پايان مأموريتش اعدام ميشود.
در اين کتاب اطلاعات جديد زيادي دربار? چهرههاي شاخص سياسي و همينطور جريان شکلگيري کميته و پس از آن آمده است.
همينطور دربار? جريانات ادار? کميته خاطراتي را از مهدوي کني و فلاحيان و... مطرح ميکند.
نکت? ديگري که برايم جالب بود بحث ولايت فقيه در ابتداي انقلاب بود. عزت شاهي در بحث نحو? ادار? کميته نقل ميکند که آقاي مهدوي کني مورد خلافي را از من خواست که انجام دهم و من مخالفت کردم و گفتم انجام نميدهم. بعد آقاي مهدوي کني چند بار اصرار کرد و من هم مقاومت کردم که آقاي مهدوي کني گفت يعني چه؟ من نمايند? ولي فقيهم و هر چه به تو بگويم بايد انجام دهي من گفتم اگر نماينده ولي فقيه يک کار اشتباهي را گفت انجام بده و کاملا اشتباه بودنش براي من واضح باشد که نبايد انجام دهم خود ولي فقيه هم اگر بيايد اين کار را تاييد نميکند!
معلوم ميشود بحث ولايتفقيهيها که آن زمان از طرف امام و اکنون از طرف رهبري امر و نهي ميکنند ريشهدارتر از اين حرفها است.
به نظر بنده با اين کتاب عزت شاهي يک چهر? ماندگار و يک الگو براي زيستن و مقاومت در تاريخ ما شد. بنده کاري به مشي مبارزه مسلحان? ايشان و اينکه آيا کار درستي بوده يا نه ندارم کما اينکه خيلي از کارها مثل اقدام به خودکشي (که چندين بار وي در طول دوران بازجوييها به آن دست ميزند) را هم جاي سوال ميدانم ولي از اينکه فردي بتواند تمام ابعاد انساني را در خود جمع کند بسيار لذت ميبرم و به آن غبطه ميخورم. آدمي آنقدر بينش داشته باشد که در تمام طوفانهاي سياسي و اعتقادي و انساني راه درست را گم نکند و محکم سر جاي خود بايستد و راه راست را بدون تاثيرپذيري از اين و آن دنبال کند برايم خيلي جالب و دوستداشتني است.
عزت شاهي با کمال سادگي در اين کتاب وقايع پيچيده و سنگين سياسي، عقديتي، ايدئولوژيک و اخلاقي و انساني که بزرگان بزرگي را لغزانده و به زمين خوابانده بود نقل ميکند و با منطقي بسيار ساده و البته مکتبي از کنار آن عبور ميکند. وقتي خيانتهاي پيدرپي مجاهدين را در جريان بازجوييها و قدرتطلبي و انحصارطلبي و فرصتطلبي سران آنان مانند مسعود رجوي را در زندان ميبيند برايش جاي سوال پيش ميآيد که براي چه کسي اينقدر مقاومت ميکني؟ اينها که اگر حکومتي به دستشان برسد بدتر از شاه خواهند شد! به قول او بدترين دور? بازجويي را در آن لحظه از سر گذراند که آيا مقاومت ديگر بجا است يا نه؟ ولي با باورهاي مکتبي که داشت توانست چشم? ايمان را در دلش به جوشش وادارد و مقاومت خود را خالصتر از گذشته ادامه دهد.
مشي اسلامي و مکتبي خالص او توانسته بود حتي کمونيستها را نيز به تواضع وادار کند. او توانست در دوران بازداشتش تعدادي از نگهبانان و زندانبانان کميته مشترک ضدخرابکاري و زندان قصر و اوين را جذب خود کند.
اينها وقتي ارزش دو چندان مييابد که او خود در بدو پيروزي انقلاب در رأس کميت? انقلاب اسلامي و مسئول بازپرسي ميشود. هم با ساواکيها، هم با شکنجهگران هم با مجاهدين. چاپ پنجم کتاب عزت شاهي که من خواندم واقعا عبرتآموز و تأثيرگذار بود.
:جستجو







